سید! من نوکر تو هستم.../ خاطره
به بهانه 12 خرداد سالگرد رحلت حجت الاسلام و المسلمین ابوترابی؛ سید آزادگان
تهران - حیات
از
صلیب سرخ آمدند گفتند: در اردوگاه شما را شکنجهتان میکنند یا نه؟
همه
به آقا سید نگاه کردند؛ آقا
سید هم جوابی نداد!
مأمور
صلیب سرخ گفت:
آقا
شما را شکنجه میکنند یا نه؟ ظاهراً شما ارشد اردوگاه هستید.
ولی
آقا سید باز هم جواب نمیدهد!
مأمور
نوشت: اینجا خبری از شکنجه نیست.
فرمانده
پادگان آقای ابوترابی را برد در اتاق، گفت: تو بیشتر از همه کتک خوردی، چرا به اینها چیزی نگفتی؟!
آقای
ابوترابی در جوابش گفت: ما دو تا مسلمان هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند، دو تا مسلمان هیچ وقت شکایت
پیش کفار نمیبرند.
فرمانده
کلاهش را زد زمین گفت: سید من نوکر تو هستم...